گفتگو با داوران بخش مسابقه‌ی داستان‌نویسی: حمیدرضا صدر

دبیرخانه‌ی مسابقه پنجمین دوره‌ی «جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن» با برخی از عزیزانی که به عنوان داور بخش مسابقه‌ی داستان‌نویسی، با دبیرخانه‌ی پنجمین دوره‌ی «جایزه‌ همکاری داشته‌اند، درباره‌ی داستان‌های راه یافته به مرحله‌ی نهایی و هم‌چنین جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن گفتگوهایی انجام داده است که تا پیش از برگزاری مراسم اهدای جوایز برگزیدگان جایزه، به تدریج منتشر خواهند شد.

آن‌چه در ادامه می‌آید، چهارمین بخش از این سلسله گفتگوها است که از نظر علاقمندان می‌گذرد.

 

حمیدرضا صدر، استاد دانشگاه، روزنامه‌نگار، منتقد سینما و طرفدار علمی‌تخیلی و فانتزی است و دلنشینی صحبت‌هایش برای كسانی كه او را می‌شناسند یا در برنامه‌های تلویزیونی دیده‌اند، آشنا است. برای همین ترجیح دادیم معرفی كوتاه ایشان را با همان كلمات خودشان عین به عین بیاوریم.

دبیرخانه‌ی جایزه‌ی هنر و ادبیات گمانه‌زن پس از گفتگو با حمیدرضا صدر، متن یکپارچه‌ی صحبت‌های ایشان را درباره این جایزه، آثار راه یافته به دور نهایی و فعالیت‌های گمانه‌زن در ایران منتشر ساخته است.

 

حمیدرضا صدر- من لیسانس اقتصاد و فوق‌لیسانس برنامه‌ریزی شهری از دانشگاه تهران دارم. از دوران نوجوانی هم اهل تحقیق و پژوهش بودم. من حدود سی سال پیش به عنوان منتقد فیلم دست به قلم بردم و در مورد فیلم‌های زیادی نوشتم. کتاب‌هایی که چاپ کردم عبارتند از «تاریخ سیاسی سینمای ایران» که به زبان انگلیسی هم برگرداندم و در لندن و نیویورک هم چاپ شد و حالا مرجعی در مورد سینمای ایران در دانشگاه‌های آن‌جا است، «روزی روزگاری فوتبال» در مورد جامعه‌شناسی و فوتبال و رمانی هم با عنوان «یونایتد نفرین شده» ترجمه کردم. هم‌چنین مدتی هم در جلسات دوستان گروه ادبیات گمانه‌زن (آکادمی فانتزی) شرکت کرده‌ام، چرا که بخش گسترده‌ای از فیلم‌های من ع‌ت‌ف هستند.

در مورد داستان‌ها، من بیشترین امتیاز، 90 را به داستان «جارودستی» دادم چون اعتقاد دارم ادبیات و فرهنگ و رویکرد و بینش ما در ایران با تکنولوژی و علمی‌تخیلی و فانتزی تا حد زیادی مشکل دارد. گرچه در داستان‌های کهن ما فانتزی وجود دارد، اما جای علمی‌تخیلی خالی است و به نظر می‌رسد نوشتن این داستان‌ها برای ما مشکل است. در واقع ما علم را مایملک کشورهای غربی می‌دانیم و بیشتر مصرف‌کننده‌ی علم هستیم تا تولید کننده‌ی آن. مثلا در زمینه‌ی واژه‌های مربوط به تکنولوژی،‌ هیچ‌وقت نتوانستیم جایگزین موفقی برای برخی واژه‌ها چون تلویزیون و رادیو و هلی‌کوپتر و ماشین پیدا کنیم و این کلمات به شکل غربی خود باقی مانده‌اند. بنابراین به نظر من مهمترین چالش یک نویسنده این است که از عنصر علمی‌تخیلی و فانتزی در داستان فارسی خودش استفاده کند. مثلا نویسنده به محله‌ی جوادیه‌ی تهران یا حاشیه‌ی شهر اصفهان برود و در محیط آن‌جا یک داستان علمی‌تخیلی و فانتزی بنویسد. چرا که مثلا اگر به شهر نیویورک برویم، نوشتن علمی‌تخیلی و فانتزی در کنار آن همه آسمان‌خراش اصلا کار سختی نیست. داستان دیگری که امتیاز 75 به آن دادم، داستان «شب» است که آن هم با همین چالش روبه‌رو بود و توانسته به شکل ظریفی شب طولانی و سیاه یک سیاره‌ی بیگانه را با شب یلدای ایرانی پیوند بزند و ترکیب کند. بنابراین می‌توانم بگویم مهمترین مؤلفه‌ برای من در زمینه‌ی امتیاز دادن به داستان‌ها، ایرانی‌سازی قصه بوده است.

در کل انتظار داشتم داستان‌ها بسیار بهتر از این باشند. چون موقع خواندن برخی از داستان‌ها دچار مشکل می‌شدم و خواندن آن‌ها برایم خیلی طول می‌کشید و در واقع می‌توانم بگویم برخی داستان‌ها خیلی ملال‌آور بودند. در حالی که می‌دانیم اصل اساسی در نوشتن داستان‌ کوتاه در هر ژانری، این است که نویسنده بتواند خواننده‌ی خود را در صفحه‌ی اول یا حتی پاراگراف اول جذب کرده و به دنبال کردن ماجرا ترغیب کند.

در مورد کلیت مسابقه و گروه ادبیات گمانه‌زن، در کل گروه ادبیات گمانه‌زن (آکادمی فانتزی) را بسیار پایدار و سمج می‌بینم و این سماجت یکی از مهمترین ویژگی‌های این گروه است که باعث موفقیت آن شده است. در واقع من در سال‌های اخیر با گروه‌های بسیاری نشست و برخاست داشته‌ام و گروه ادبیات گمانه‌زن (آکادمی فانتزی) یکی از پیگیرترین آن‌ها بوده که با وجود پیش‌بینی‌های من، هم‌چنان پایدار مانده است. به همین خاطر فکر می‌کنم باید بابت این جدیت و پیگیری کار، به آن‌ها تبریک گفت.

یک نظر

insulators for saleخرداد ۲۴ام, ۱۳۹۱ در ۶:۱۵ ب.ظ

من فکر می کنم صاحبان سایت های دیگر باید sffaward.ir به عنوان مدل، بسیار تمیز و سبک و طراحی کاربر پسند عالی، چه رسد به محتوا. شما به یک متخصص در این موضوع!

نظر شما چیست

نظر شما